قادر حيدرى فسايى

95

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

انجام گرفته ( صلوة با طهارت بيّنه‌اى ) مجزى است و اعاده واجب نيست و بديهى است كه استصحاب بر قاعده‌ى اشتغال مقدّم مىشود . « 1 » جواب : اين استصحاب اصل مثبت است ( چون مجزى بودن عمل انجام گرفته از لوازم غير شرعيّه است ) و اصل مثبت حجّت نيست . اشكال دوم : « 2 » شك سه صورت دارد : 1 ) شك در اجزاء بخاطر شك در سببيّت و طريقيّت . 2 ) شك در اجزاء مأمور به اضطرارى به خاطر شك در اينكه مأمور به اضطرارى مشتمل بر مصلحت مأمور به واقعى اوّلى است يا خير ؟ 3 ) شك در اجزاء مأمور به ظاهرى بنابر سببيّت به خاطر شك در اين‌كه مأمور به ظاهرى مشتمل بر مصلحت مأمور به واقعى اوّلى است يا خير ؟ با حفظ اين نكته اشكال اين است كه بين اين سه شك چه فرقى وجود دارد كه حكم در صورت اوّل عدم الاجزاء و در صورت دوم و سوم اجزاء است . به عبارت ديگر در صورت اوّل اعاده واجب است ولى در صورت دوم و سوم اعاده واجب نيست . جواب : در صورت دوم و سوم ما يقين داريم كه مأمور به اضطرارى و مأمور به ظاهرى بنابر سببيّت ، مأمور به واقعى است و بعد از رفع اضطرار يا كشف خلاف شك در وجوب اتيان مأمور به واقعى اوّلى است و الاصل عدمه . ولى در صورت اوّل ما يقين نداريم كه مأتّى به مأمور به واقعى باشد ( چون اين منوط به حجيّت اماره بنابر سببيّت است كه مشكوك مىباشد ) پس شك در اين هنگام در مسقط تكليف به واقع است و قاعده اشتغال مقتضى وجوب اعاده است . « 3 »

--> ( 1 ) - ر ك : رسائل ، ج 3 ، ص 391 . ( 2 ) - با عبارت و هذا بخلاف . . . اشاره به اين اشكال و جواب آن شده است . ( 3 ) - ر ك : حاشيه مرحوم مشكينى .